مدح و منقبت حضرت امام حسن مجتبی علیهالسلام
بـاغ دل بـتـول و عـلـی را ثـمر حـسن دُر زینب است و لعل حسین و گهر حسن شاه جهان علیست چه شاهی که بهر او شد عرش حق اریکه و شد تاج سر حسن در مدح مرتضی چه بگویم کزان تبار دختر شدهست زینب کبرا، پسر حسن! گردون طواف خانۀ زهرا کند که گشت ماه شبش حسین و به شامش سحر حسن بر منـتجـب چه نام نـهـم غیر مجـتـبی آن شاه حسن را چه بخوانم مگر حسن ورد زبـان عـالـمـیـان نـام احـمد است ورد زبان حـضرت خـیرالـبـشر حسن جـانم به اهـل بیت نـبـی! هر چـهـارده اهل کـرامـتانـد ولـی بـیـشـتـر حـسن صحرا به یک اشاره شود حجرۀ طلا! باری کند ز لطف به خاک ار نظر حسن هر روز کوچه کوچه پی سائلان روان هر شب به کوچههای فلک رهگذر حسن انـدوهـگـیـن مـاتـم فـرق عـلی حـسین اندوهـگـین روضۀ دیـوار و در حـسن آید صدای فـاطـمه بر گـوش قـدسـیـان ای بی کفن حسین؛ الا خون جگر حسن! لعنت به هرکه خوار و ذلیلت شمرده است کوری چشمشان به توأم مفـتخر حسن یا ایهـاالـعـزیز! تو عـزّت عـطا کـنی! هرکس که شد گدای تو شد معتبر حسن جـان مرا خـدای کـند خشت صحن تو لطفی! که این دعا بشود "کارگر" حسن از من سـلام سوی خـداونـدگـار حُسن من کـیـسـتم؟؟ سلام خـداونـد بر حسن |